منزل نو، کتاب نو

اینک منزل نو. منزل مجازیم را عوض کرده ام، و این ساده ترین تعویض در میان تغییرات ماه های اخیر زندگیم بوده است. چند سال است که به این باور رسیده ام روح کولی وار من هیچ جا ریشه نخواهد گرفت. جسمم هم که ساکن باشد - که هست فعلا- باز ذهن و دلی کولی دارم. اگر هم خواستم، نشد که ریشه بگیرم ... نشد. پس ترک کرده ام و تنها گذاشته ام و رفته ام. زمانش که برسد باید بروی، باید منزلت را ترک کنی. تا قبل از آن برایش بجنگ و دوستش بدار اما بوی آوارش که بلند شد خودت را بیرون بکش تا بر سرت هوار نشود. و سخت ترین کار دنیا هم همین است، همین که که بفهمی زمان اسباب کشی کی فرا می رسد. از جایی می روی تا به جایی دیگر بپیوندی، صدای دری که این سو پشت سرت می بندی هم پوش می شود با صدای در تازه یی که آن سوتر باز می کنی. می روی که بر یک وجب خاک و جان نو پا بگذاری ... جا پا محکم کنی؟ این را دیگر نمی دانم که اصلا می شود جایی، پایی، محکم کرد یا نه. همان گام اول شاید انتهای راه هم باشد. ترک کردن، به وقتش که باشد، انسانی ترین کار دنیاست. اما انسانی ترین ها همیشه هم رئوفانه و مهرآمیز نیستند، اصلا مگر می شود این پسوند هزارچهر انسانی را تنها به حفره های مثبت روح خاکستریمان نسبت داد؟ گاه انسان به قهرآمیزیش خود را، و دیگری را، بیشتر درمی یابد.
این روزها رهاترم، سرخوشتر. من با رفتن و جا عوض کردن باز پر باز می کنم، به خودم نزدیک می شوم، باز به خودم امید می بندم. گاهی لازم است خودت را گم کنی تا لذت پیداکردنت را صدباره بچشی. آخ از دست این نسبی بودن ها که به قطعیت رسانده اندم که گاهی ماندن لازم است و گاه رفتن و ترک کردن، گاهی گم شدن و گاه پیدا شدن، گاه ریشه گرفتن و گاه از ریشه کندن. حالا چه دردناک که همه این بازی ها هم انسانی اند. تراژدی زندگی ما هم همین جا شکل می گیرد: در لحظه که هر چه بکنیم حق داریم، در این لحظه خطا کردن، خطا را جبران کردن، و رفتن، در این لحظه انسان بودن. چه شگرف است این انسان. به نوشتن نمی آید.
سخن دوم این که کتاب نو. کتاب جدیدم چاپ شد. مکالمات فرانسوی: شش گفتگو با امانوئل لویناس، مونیک اشنایدر، میشل سر، مبشل لودوف، لوس ایریگاری، ژاک دیدا – نوشته رائول مورتلی. نشر چشمه. این نخستین کتاب من در حوزه فلسفه است و بسیار دوستش دارم. از دو سه روز دیگر در کتاب فروشی چشمه توزیع می شود و تا دو سه هفته فقط در آن جا به فروش می رسد، بعد به سایر کتاب فروشی ها می رود. مشتاق نظراتتان هستم.
و سخن آخر. "سایت داری" من با یاری همسایه ها یی بس صبور انجام شد. امیر پویان (راز) عزیز از ابتدای طرح این فکر تا حتا مرحله کپی/ پیست کردن یادداشت های وبلاگم – شرمنده! - در کنار ماجرا بود و دوستی نادیده به نام امیر حسین وسام نیز حل مشکلات فنی را پذیرفت. جز تشکر، و شاید یادداشتی آتی در باب دوستی های "مجازی ِ تبدیل به حضوری" شده ام، چه می توانم کرد؟
Posted by Shiva Moghanloo at July 26, 2005 10:19 AM
Trackback Pings
TrackBack URL for this entry:
http://www.shivamoghanloo.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/5
Comments
منزل نو مبارک !
Posted by: کامیار at July 26, 2005 12:27 PM
خونه نو مبارک خانم مقانلو
Posted by: amin at July 26, 2005 01:00 PM
mobarake!
Posted by: amin at July 26, 2005 01:04 PM
مبارک باشد...
Posted by: peyman at July 26, 2005 04:25 PM
خورشید یک روز غروب خواهد کرد
و دوباره
در یک رودخانه
نمی توان شنا کرد
هم مبارک باشد منزل و هم کتاب
موفق باشی
Posted by: Shobeir at July 26, 2005 11:17 PM
khooneye no va chape ketabe jadid mobarak
omidvaram hamishe movafagh bashi
Posted by: azadeh at July 27, 2005 12:18 AM
شیوا جان مبارکه.
Posted by: یلدا at July 27, 2005 09:35 AM
khaneh be khaneh koo be koo...
Posted by: margarita at July 28, 2005 01:38 AM
سلام. خانه نو مبارک. تولد مکالمات فرانسوی هم مبارک! راستی فکر کنم در عوض کردن خانه من ازشما پیشی گرفته باشم. شاد!
Posted by: omid at July 28, 2005 08:56 AM
اولا سرای نو مبارک.دوما همیشه خوشحال تر باشی.سوم ، کتاب نو مبارک. چهارم یک مبارک بی دلیل.
Posted by: سجاد صاحبان زند at July 28, 2005 02:58 PM
سلام.سرای نو مبارک.وهمچنین کتاب نو. و همچنین خود نو و هچنین یک مبارک بی دلیل.
Posted by: سجاد صاحبان زند at July 28, 2005 03:00 PM
تبریک خانم مقانلو.امیدوارم وبلاگ جدید مثل قبلی خواندنی وجذاب باشد.
Posted by: m.j.sh at July 31, 2005 03:44 AM
مبارکه...اینجا چه قشنگ شده!...لینکتونو اصلاح کردم...شاد باشید!
Posted by: شقايق at July 31, 2005 07:14 PM
هم منزل جدید مبارک هم کتاب جدید .
Posted by: مهرزاد at August 4, 2005 01:31 AM
Post a comment

Tuesday 26 July 2005