اين به روز كردن سريع، پرانتزي است به احترام دوستان بيننده، وگرنه داستان بي بخت هنوز داغ است!
چند شب قبل فيلم سينمايي Score (هدف) در برنامه سينما 5 پخش شد، و تحليل من هم به شكل نريشن روي بخش هاي تدويني قبل و بعد فيلم آمد. بخشي از بحث را روي بازي ها گذاشته بودم، و خودخواسته بخش اعظم آن بحث را هم روي مرحوم مارلون براندو. درست در ميان پخش بخش هايي از فيلم هاي كلاسيك براندو، يك دفعه اتفاق خيلي عجيبي افتاد: بخش هايي از فيلم گربه روي شيرواني داغ و چهره پل نيومن نشان داده شد!!
جريان از اين قرار است كه در متن نريشني كه نوشته بودم، بخشي را هم به تاثير تنسي ويليامز بر موجي از ملودرام هاي آمريكايي دهه 50، و بازي بازيگران بزرگ هاليوود – از جمله براندو - در اقتباس هاي تئاتري و سينمايي آثار او اختصاص داده بودم. از گربه ... هم به عنوان يك اثر شاخص او – او، اين جا ويليامز بوده و نه براندو - نام برده شده بود. هنگام ضبط نريشن، وقتي گوينده اين بخش را بلند مي خواند، شبهه احتمالي جمله هم روشن مي شود. خوشبختانه همان لحظه تهيه كننده با من تلفني تماس مي گيرند، و من هم تاكيد مي كنم، و موضوع كاملا روشن مي شد كه: خير، آن فيلم ربطي به براندو ندارد، ربطش با ويليامز بوده. قضيه حل مي شود و كل بحث مربوط به گربه ويليامز هم از درون متن حذف. اما ظاهرا به شكلي عجيب و غيرمنتظره، متن و نوار صدايي كه براي تدوين در اختيار تدوينگر قرار مي دهند، نسخه نهايي و اصلي نبوده، بل كه متن گربه دار! بوده، با همان "او"ي دردسرساز. تدوينگر هم – كه انصافا خيلي خوب كار مي كنند و زحمت زيادي بر سر پيدا كردن نماهايي از فيلم هايي مي كشند كه اسمشان به هر دليلي توي متن آمده - نماهايي از گربه را پيدا مي كند، اما چندان دقت نمي كنند كه آدم توي نماها براندو نيست. صرفا موازي با نريشن كار مي كند كه بعله، گربه فيلم تاثيرگذار او ... و حاصلش مي شود همين حيرت عظيم! (پشتم مي لرزد كه اگر اليزابت تايلور ...!) ظاهرا در تكرار برنامه، اصلاح انجام شده است. به هر حال، از اين پيشامد، تا جايي كه به جمله شبهه آميز من مربوط است، شرمنده ام، و خيلي بيشتر از اين ها آزرده و متعجب چون تا جايي كه ممكن بود قضيه را روشن كرده بودم!
شما فکر می کنید چند درصد مردم عزیز هنر دوست ما متوجه این اشتباهات می شوند؟
....
با یک داستان کوتاه به روزم ...
منتظر نظرات ارزشمندتان هستم ...
سلام! خوبی همچین مشکلاتی اینه که شما زود به زود به روز کنین و این غنیمته! راستی من یه ای میل براتون فرستادم نمی دونم به دستتون رسیده یا نه ؟! شاد باشی
دوست عزیز سلام
از وبلاگ شاهرخ به شماپیوند زدم و از این بابت بسیار خوشحالم . من نیز در وبلاگ نوپایم پراکنده نویسی هایی می کنم به حکم دل . در پست ماقبل آخرم می توانید نوشته ای در باره احساس فدریکو فلینی در مورد دوست بازیگرش مارچلو ماسترویانی را که چند سال قبل ترجمه اش کرده بودم بخوانبد .
تا بعد
من سینما 5 میخوام با مارلون براندو !!
سلام خانم مقانلوي عزيز
من يك سوال از شما داشتم
من به زبان فرانسه و انگليسي تسلط دارم شعر مي نويسم و داستان فوق ليسانس حقوق بشر هم دارم در همين زمينه ترجمه هايي داشتم مي خواستم ببينم امكانش هست من از تجربه هاي شما براي چاپ اين كارها و ترجمه ها استفاده كنم يا خير؟مي دانم كه سرتان شلوغ است اگر وقتتان را مي گيرم عذر مي خواهم و منتظر مي مانم كمي فراغت حاصل كنيد
با تشكر
رهارسپينا
سلام شيوا جان. ميلاد هستم. آدرس وبلاگ هم هست.
نوشته ي جالبي بود. چيزي نمي گويم تا بقيه ي كارها را سر فرصت بخوانم. موفق باشيد.
درود. همچنان گهگاه که دستی دهد سری به اینجا میزنیم و مهم هم نیست اگر ما رفته از یادیم! جدا از شوخی من که برنامه را ندیده ام اما فکر نمی کنم آنقدر هم فاجعه باشد این اتفاق. راستی این دوست لندن نشنتان را معرفی نمیکنید؟ یکجورایی همسایهایم! باقی بقایتان. شاد باشید.



