كتاب ممنوعه قبيحه سينمايي

اين يك ماهه آن قدر همه از معايب احتمالي و قطعي نمايشگاه گفته اند كه دوباره گويي من از كاستي هاي اين دوره لطفي نخواهد داشت. كارگرهايي كه هنوز مشغول اره و تيشه اند، كابل هاي برق كلفتي كه درست در استانه داخلي ورودي سالن ها افتاده ند و بازديدكننده ها را كله پا مي كنند، شماره نداشتن غرفه ها و مرتب نبودن ترتيب الفبايي شان، مشكلات سيستم برق و تهويه، بوي پا و جوراب در فضاي صميمي! نمايشگاه، و ... درعين حال بايد گفت كه بحث ترافيك به آن بدي كه پيش بيني ميشد نيست و حتا نسبت به غروب هاي وحشتناك نمايشگاه بين المللي بهتر است. نتيجه اين مشاهدات اين كه به خاطر بي برنامگي و تاخير و بي تفاوتي ستاد برگذاري، يكي دو حسن بالقوه اي مصلا هم پشت اين همه جنگ اعصاب و تهديد و مشاجره ميان ارشاد و شوراي شهر و ناشران از بين رفت يا لوث شده. اين ها را كه همه ديده اند، اما به نظر من مشكل اصلي و پنهان اين دوره و اتفاق دردناكي كه افتاده، خيلي عميقتر و ديرپاتر از بحث ترافيك و ساندويچ آيدا يا هايلا و نور غرفه ها و ... است كه اگرچه مهم اند اما به هر حال پس از ده روز تحمل تمام مي شوند.
براي اكثر مترجمان، استادان دانشگاه، دانشجويان، و علاقمندان عام، نمايشگاه تنها فرصتي بود كه ميتوانستند كتاب هاي خارجي و زبان اصلي مورد نياز خود را با قيمت نسبتا مناسبي تهيه كنند. خيلي از كتاب هاي ترجمه شده ادبي و هنري و فلسفي كه با پشتكار همكارانم اين سال ها به بازار آمده، در همين نمايشگاه يافته و خريداري شده بود. ماي مترجم و خواننده اميد زيادي به رسيدن ارديبهشت مي بستيم. اما امسال اوضاع بخش كتب خارجي وحشتناك است، دست كم در بخش كتب هنري كه مقصد من بود. بيچاره فروشنده هاي بخش خارجي كه در مقابل پرسش كتاب سينما ...؟ سرخ و سفيد مي شدند كه چيزي ندارند. يعني:
1- هيچ كتاب هنري / سينمايي در بخش ارزي فروخته نميشود، همه را بايد با قيمت ريالي تهيه كرد. در ضمن، گويا خيلي از ناشران خارجي كتاب هايشان را به نماينده هاي هر ساله حاضر در نمايشگاه (مثل وايلي- ويژه نشر – و سال) نداده اند.
2- در همان بخش ريالي هم مجموعا بيست كتاب جديد سينمايي نديدم، بيشتر كارهاي تئاتري است و البته كهنه؛ خدا روح شكسپير را شاد كند كه آن قدر بهداشتي و بي خطر است كه سالهاست مجموعه هاي نقد و بررسي كتاب هايش غرفه هاي خارجي را تغذيه كرده، و امسال بيش از هر وقت ديگر. از طرفي، اكثر آثاري كه به نام هنري عرضه ميشوند كتاب هاي مصور مربوط به طراحي داخلي منازل و گلسازي و آشپزي و تزئينات هستند. نبايد بيخود پي كتاب هاي نظري سينما و فيلمنامه و زندگينامه و نقد فيلم و ... گشت.
3- همان چند كتاب سينمايي موجود، اكثرا چاپ 2002و 2001 هستند! يا به عبارتي "اصل" تبادل اطلاعات روز و آَشنايي مستقيم با سير تحول دانش در جهان. جلدها بسيار آشناست، چهار پنج سالي است در كتابخانه دانشكده ديده مي شوند. يكي از مسئولين غرفه ا مي گفت ظاهرا به كتاب هاي سينمايي توي راه اجازه ورود داده نشده. همين است كه چون ويرايش 2006 يك ريدر تئوريك معروف و نه چندان جديد اما اساسي سينمايي از انتشارات راتلج را با قيمت ناقابل 22هزارتومان گير مي آورم، بايد خيلي ذوق كنم و خودم را آدم خوش شانسي بدانم. واقعا تكليف چيست؟ حساب كنيم كه جمله بعد چند تا علامت سوال لازم دارد: اگر بخواهيم كمي با دنياي بيرون مرتبط باشيم و شايد ديگران را هم آشنا كنيم، بايد چه كتابي را، از كجا، و با چه قيمتي، تهيه كنيم؟ (بحث شيرين ترجمه احتمالي و مجوز احتمالي تر ارشاد هم به كنار) دورنما را داريد؟
انگار نمايشگاه براي من شروع نشده تمام شده. در بخش ايراني هم كه طبق سنت چند ساله ام معمولا از ناشران بزرگي كه در سطح شهر فروشگاه دارند و در طول سال به سراغشان ميروم، خريد نمي كنم. دوست دارم در اين فضا با ناشران كوچك بيشتر آشنا شوم، واقعا با حوصله لابلاي غرفه هاي كوچك مي چرخم. ولي امسال خيلي از ناشران كوچكتر هم غايب اند، و چندتايي از ميانه هاي معتبر و خوشنام كه هر چه چاپ مي كنند به خانه آورده ام. تنها به اندوخته هاي گذشته دلخوش بودن، جوري غم انگيز است.

comments ( 21 ) | permalink | Sunday 06 May 2007