می پرسد خوبی؟ همه چیز اکی است؟ می گویم مگر ممکن است "همه چیز" اکی باشد. این ها تعارفات تکه و پاره ماست وگرنه 70, نه 60... نه, صبر کنید 50, هوم؟ واقعا؟ خب حدود 40 یا 30 .. اصلا 10 درصد مسائل هم که اکی پیش بروند جای شکرش باقی است. پیش نروند هم باز شکر می کنیم. خسته نشدیم از اخبار تکراری و بی هیچ جا نرسیدنی؟ مثلا دعواهای ناشران و نویسندگان و اهالی قلم با وزارت ارشاد؟ یک جورهایی خیلی هم بد نیست: در نمایشگاه امسال, کتاب فارسی چاپ جدید کم داریم و شاید بشود با وجدان راحت فرهنگ های گران و کتاب های قدی کت و کلفتی را که مدتیست پشت گوش انداخته ام, ابتیاع کنم. برای کتاب های انگلیسی هم غمی نیست, از خریدهای قدیمی ها هنوز نخوانده زیاد است. این را در مقام مترجمی می گویم که می تواند تف سربالایی بیندازد و بگوید وقتی ترجمه های ما از نویسندگان دهه 70 آمریکا و اروپا نشان معرفی ادبیات جدید و معاصر!! دنیا به جامعه کتابخوان ایران محسوب می شود, و آنقدر آوانگارد و دشوارخوان و عجیب است که تیراز هزارتاییش هم ته انبار لالا می کند, ما چقدر باید باید از وزارتخانه و خوانندگان شادمان تر باشیم که برویم سراغ ترجمه آثار مثلا دهه نودی و نویسندگان نوظهورتر (و از شما چه پنهان که البته بدجور هم شادمان تریم.)
و اما حرف داغ روز بحث نقشه جدید گوگل است که مزین به نام مبارک خلیج عربی شده و دوباره بازار بیانیه های اعتراضی را گرم کرده. خب, می توانند برادران عرب. دارندگیست و برازندگی. بازی های آسیایی مگر رویمان را کم نکردن با ابن سینا و فارابیشان؟ مثلا زرتشت که چند سال پیش رسما و از سوی یونسکو از اهالی تاجیکستان تاجیک اعلام – و ثبت - شد آب از آب تکان خورد؟ گفتم زرتشت ... دسته گل کوچک اما رنگینی در عرصه سینما روی داده که اتفاقا شاهدش بودم. عصبانی شدم, ولی لابد تاجیک ها باید غیرتی شوند و علیه هالیوود راهپیمایی راه بیندازند.
قضیه از این قرار است که: در ادامه سیل و سیر داستان ها و فیلم ها و سریال های خارجی که به مسائل فراروانی / ماوراء الطبیعه / غیرقابل توضیح (یا همان عبارت مهمل سینمای معناگرا!ی ایرانی) می پردازند, به تازگی سریالی با نام "Supernatural" پخش می شود که ماجرای زندگی دو برادر است که در کودکی طی حادثه وحشتناکی مادر خود را از دست داده و پدرشان را هم گم کرده اند. حالا که به دو جوان رعنای معاصر تبدیل شده اند و شهر به شهر دنبال پدرشان می گردند. آن دو در مسیرشان مرتب با حوادث فراواقعی روبرو می شوند که هیچ توضیح علمی ندارند. این دو باید بر تمام دشمنان – اعم از ارواح و اجنه و شیاطین و قاتلان روانی و دیوانه های گوش به فرمان اهریمن – فائق آیند و خیر و سلامت و نیکی را حفظ نمایند. به لحاظ ساختاری, این سریال – مثل سایر آثار آمریکایی- انقدر خوش ساخت هست که چشم را خسته نکند و جذاب بنماید, ولی پای سواد و دانش فیلمنامه نویسان که پیش می آید انصاف دادم که نباید فقط به سطح سواد فیلمنامه نویسان صدا و سیمای خودمان فحش بدهم. ظاهرا گره ماجرای سریال دارد اینگونه باز می شود که تمام مشکلات اهریمنی زیر سر یک دختر به ظاهر معصوم و دلفریب اما در باطن پلید و جنایتکار است که ... زرتشتی است و از دینش دستور می گیرد! تمام توضیحات عالمانه ای که در مورد مذهب این دختر, و طی دیالوگ های دو برادر, رد و بدل شد این بود که: اون زرتشتیه.. متعلق به یک مذهب خیلی قدیمی که موجودی به نام "دیو" رو عبادت می کنند... دیوها سایه هستند و خیلی قدرت دارند و نیروهای سیاه هستند و ..."! در این سریال, این دختر خانم طی مناسک آیینی و مذهبی زرتشنی خودش گردن آدم ها را می برید و خونشان را توی یک جام نقره می ریخت و و خون را با انگشتش هم می زد و موجود نامرئی را که توی جام می دید, ارباب خطاب می کرد و گوش به فرمانش می ایستاد که حالا باید جان چه کس دیگری را بستاند. در ادامه هم چند سایه باشلق به سر و رداپوش (شبیه راهبان قرون وسطا) که همان دیوهای زرتشت بودند به برادران جذاب حمله می کردند و خلاصه ماجرا داغ می شد.
هم لجم گرفت, هم خنده ام, و هم گریه ام. فکر کردم این از خودمان که مفاخر فرهنگیمان یکی یکی به نام کشورهای همسایه ثبت شدند و ما دست زدیم و شیرینیش را خوردیم؛ و این از آن سوی آبی ها که مثلا بیش از همه به طبل احترام به مذاهب مختلف می کوبند ولی دانسته یا ندانسته چنین تصویری از یک مذهب – و یک فرهنگ – ارائه می دهند.
و من هم که روی خاکی زندگی می کنم که نزدیک به سه هزار سال پیش شاهد ظهور مردی بود که تعالیمش را در سه جمله ابدی "پندار نیک, گفتار نیک, کردار نیک" خلاصه کرد.
پ.ن 1: روز دوشنبه 2 اردیبهشت, به دعوت بچه های انجمن سینمایی دانشگاه تهران, در سمینار "زن در سینما" شرکت و سخنرانی خواهم کرد, موضوع صحبت من پست فمینیسم و سینما است. سخنرانی من ساعت 2 بعد از ظهر است (شد 2/2/2!) در تالار شهید آوینی, ولی برنامه ها ظاهرا از صبح شروع می شود. دکتر احمد الستی (دکترای سینما) در مورد "فمینیسم در سینما" صحبت خواهند کرد, فیلم ساخته خانم نیکی کریمی پخش می شود, یکی دو سخنرانی دیگر هم خواهد بود و خلاصه این برنامه تا عصر ادامه خواهد داشت. (گویا دوستان غیردانشجو برای ورود به این نوع سمینارها حتما باید کارت دعوت داشته باشند, که به نظرم در صورت هماهنگی با مسئولان انجمن مذکور مشکلی وجود نخواهد داشت).
پ.ن 2: سه مطلب از / درباره آثار من:
داستان خوانی من برای رادیو زمانه. "سیگارکشان: از کتاب هول (+)
وانموده: نقدی متفاوت بر مجموعه دود مقدس (+)
یک ترجمه: بررسی نطبیقی انجیل مرقس و فیلم پیانو (+)

