ردیه ... انکاریه ... یلدائیه امسال من

مدتی وبلاگت را به روز نمیکنی, روز ِ به روزیش هم که میرسد مجبوری به جای دو داستان کوتاه دیگر از آمبروز بیرس - که قرارش را داشتی - , دو انکاریه بیاوری. این مدت که شکرخدا کوه کار بر سرم هموار بوده, اما کوه تر از آن هم فکر و خیالهای همیشگی که به یمن این روزهای شیرین و لطیف پر از تنش, همیشگی تر شده بودند: شد که یکبار اسم خلیج فارس بیاید و دل ما نلرزد, یا صبحی بدون فکر و خیال جنگ و صلح – ای نور به قبر تولستوی - از خواب بیدار شویم؟ چه حسی دیگر برای وبلاگ نویسی؟ و چه کاری از دستم می آید, یا از دست چه کسی که بروم دست به دامنش شوم؟ و باز وسط این وسط ها, باید ردیه بنویسم:

اول- یکشنبه شب 18 آذر برنامه سینما 5 مطابق معمول با نقد من بر فیلم آنشب, پخش شد. فیلم Inside man یا مرد نفوذی, اثر اسپایک لی. مطابق روش کاری من: مقدمه ای از تحلیل ژانری / سبکی کار, و سپس بررسی ساختاری خود فیلم, و ناگهان ...؟ همزمان با سبز شدن دو شاخ روی سرم متوجه شدم که لابلای متن من بخشهایی دارد خوانده میشود که روحم هم از آن بی خبر است. همان شبانه با مسئولین برنامه تماس گرفتم و فهمیدم چهاردقیقه! متن تحلیل سیاسی به صلاحدید مسول تامین برنامه شبکه 5 به وسط تحلیل این فیلم تریلر / معمایی افزوده شده: بی خبر من, و بی اجازه من. اعتراض فی المجلسم به مسئول مربوطه و عدم پاسخ روشن یا عذرخواهی از جانب ایشان, سرجای خودشان؛ اما میخواهم ردیه رسمی خوم را هم بنویسم: بدینوسیله اعلام میکنم که گفته های سیاسی این برنامه درمورد صهیونیسم و لابی یهودیان و مسائل مربوطه نوشته من نبوده و زیر نظر آقای حسامپور به این متن اضافه شده. هیچ نظری هم در مورد ارزش متنی یا تایید و تکذیب محتوای این مطالب ندارم: صرفا آن قسمت کار من نیست و صحت ترجمه و تالیف و مسئولیت معنایی و ادبی آن را نمی پذیرم.

دوم- در خبرها خواندم که داستان "ماه و پلنگ" من از مجموعه "دود مقدس"م جزء تک داستانهای برگزیده این دوره جایزه گلشیری شده تا در مجموعه نقش 85 به چاپ برسد. ضمن احترام به نام و آثار زنده¬یاد هوشنگ گلشیری, بدین¬وسیله از مسئول محترم بنیاد گلشیری میخواهم که داستان مرا از این گروه خارج کنند. و باز ضمن احترام به نظر مساعد داوران محترمی که به این داستان رای داه بودند, باید بگویم که کلا خودم و داستانهایم را از جغرافیای جایزه گرفتن و دادن جدا کرده ام و جدا میدانم, و به خصوص تمایلی به حضور داستانم در این جایزه ندارم. لطفا در این مجموعه نباشد.

خبر مهم و اولویت دار برای خودم این که دو کتاب جدید با نشر چشمه زیر چاپ دارم: دو ترجمه, یک رمان و یک مجموعه داستان. مجوز ارشادش که آمد اسمشان را هم مینویسم. اولویت های بعدیم هم تدریس, سخنرانی, سفر, و حیوانات خانگیه. این مورد آخری عجیب است؟ شاید در یک پست دیگر قضیه را روشنتر کردم. شاد باشید که چله بزرگ زمستان را پیش رو داریم. دلم هوای اخوان ثالث را کرده.

comments ( 20 ) | permalink | Tuesday 29 March 6512